علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
167
آيين حكمرانى ( فارسى )
همراه داشت به قصد عمره به مكه درآمد . مردى از بنى سهم - و گفته شده او عاص بن وائل بود - اين كالا را از او خريد و در دادن حق او درنگ و انكار روا داشت . آن مرد مال يا كالاى خود را خواست . اما او از دادن آن خوددارى ورزيد . مرد بر حجر ايستاد و با صداى بلند ابياتى بدين مضمون بر زبان آورد : اى قصى ، به فرياد ستمديدهاى رس كه كالايش را از او ستاندهاند ، در درون مكه و هنگامى كه او از خانه و كاشانه و از كسان خود دور بوده است . بينوايى بوده است در جامهء احرام كه هنوز مراسم احرام او ميان مقام و حجر و حجر به پايان نرسيده است . آيا كسى از بنى سهم هست كه به آنچه بر گردن اين خاندان است قامت آرايد ؟ يا آنكه دارايى يك عمره گزار تباه خواهد شد ؟ « 1 » بعدها نيز قيس بن شيبه سلمى كالايى به ابىّ بن خلف فروخت و ابىّ حق او را انكار و پايمال كرد . او به مردى از بنى جمح پناه برد ، اما وى نيز او را پناه نداد . پس گفت : اى قصى ! به فرياد رس ! كه چگونه در حرم و در كنار حرمت خانه و در ميان همپيمانان بزرگوارى و كرم ، چنين رخدادى روى مىدهد . و بر من ستم روا داشته مىشود و هيچكس دست ستمى را كه بر من گشوده شده است كوتاه نمىكند ؟ « 2 » پس عباس بن مرداس سلمى او را چنين پاسخ گفت : اگر پيمان و تعهد آن پناهدهندهات تو را سودى نبخشيده است و جرعههايى از جام خوارى سركشيدهاى ، به سراغ خانهها برو و از ساكنان آن خانهها ايمن باش و به ناسزاگويى و سختگيرى با آنان روياروى مشو .
--> ( 1 ) . ابياتى است از بحر بسيط : يا لقصى لمظلوم بضاعته * ببطن مكه نائى الدار و النفر و اشعث محرم لم تقض حرمته * بين المقام و بين الحجر و الحجر اقائم من بنى سهم بذمتهم * او ذاهب فى ضلال مال معتمر البته در منابع در مصرع اول بر جاى « يالقصى » عبارت « يا آل فهر » آمده است . بنگريد به : ابو المحاسن حنفى ، معتصر المختصر ، ج 2 ، ص 376 ؛ فاكهى ، اخبار مكه ، ج 5 ، ص 190 ، ش 125 و ص 195 ، ش 133 - م . ( 2 ) . سه مصراع است از بحر رجز : يا لقصى كيف هذا فى الحرم * و حرمة البيت و احلاف الكرم اظلم لا يمنع عنى من ظلم اين ابيات را بنگريد در : فاكهى ، اخبار مكه ، ج 5 ، ص 192 ، ش 129 - م .